تبليغاتX
روانشناسانه

روانشناسانه

تجمع دانشجویی و اساتید محترم و تمامی دوستداران علم و ادب

سلام دوباره

یهو یادم اومد از برنامه جشن گله نکردم

تا حالا به لپ تاپ نیاز نداشتم چون سیستم خونه بوده. اما روز جشن باید برای اجرای پاور از لپ تاپ استفاده می کردم. باورتون میشه یه دونه پیدا نکردم. اقای ی گفت نمیدم.زنگیدیم یکی از بچه ها. برداشته میگه عکس شخصی دارم.با اینکه وقتی کاری داره جونمو بی منت براش می زارم. خیلی نامرده. اقای ی میگن تعهد بده خرابش نکنی.منم که گورم کجا بود که کفنم باشه/ رفتم آقای پ رو گفتم. اومد تا در اتاقش بعد هم اقای ی میگه من تعهد رو از خود تو می خوام. پ هم قهر کرد و باز اومدیم سر خط

بالاخره ل اومد. بی منت میگه میدم. الهی هر چی از خدا میخواد بهش بده. نجاتمون داد.

حرفم این بود واسه کار خود دانشگاه باید از وسایل شخصی استفاده کنی. آخه وسایل دانشگاه فقط برای تماشاست نه برای استفاده. موندم بچه های زیست و شیمی برای ازمایشگاهشون چیکار میکنن با این سیستم و روال کار؟؟؟؟؟؟؟

راستی تو هم اگه اینا رو خوندی توی خودت بشکن.له شو. اینهمه بخاطر تو زحمت کشیدم. جوابمو خیلی بد دادی خیلییییییی

شاید هیچوقت نبخشمت....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/10ساعت 0:21  توسط یک روانشناس  | 

سلام

بخاطر کمبود زمان من فقط مروری بر اقدامات خودم توی این ترم میکنم. انشالله دوستان هم این کارو انجام بدن.

1-  انتخاب جانشین موقت برای هسته علمی روانشناسی برای انجام اقدامات لازم برای فعال سازی هسته

2- فعال سازی هسته و برد

3- همکاری در سری 2 جشن ترنم کوثر به حمایت از کودکان بی سرپرست خانه کوثر

4- راه اندازی تجمع دانشجویی روانشناسی برای برنامه ریزیهای لازم در زمینه مذکور

5- ....

متشکرم از همکاری همه شما عزیزانی که به ما لطف می کنید و از وب ما دیدن میکنید و ما رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند میکنید.ممنون

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پیوسته بجاست

امیدوارم از تک تک دقایق زندگیتون بهره لازمو ببرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/08ساعت 19:8  توسط یک روانشناس  | 

سلام دوستان

از لطفی که نسبت به من داشتید ممنون. لطف کنید ادرس ها رو درست تایپ کنید تا بتونم پاسختون را براتون ارسال کنم.

مثلا گناباد ایز اگه میشه ادرس درستتون رو ارسال کنید تا با اسختون رو دریافت کنید

با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/01/23ساعت 19:6  توسط یک روانشناس  | 

سلام دوستان . مطلبی رو انتخاب کردم که فکر میکردم شاید برای کسی مفید باشه.اگه بود به من خبر بدید. راستی در مورد این هم فکر کنیم که همه انسان ها دوست دارندبا اونا طوری رفتار بشه که شایسته اوناست. بهتر نیست ارزشهای انسانی رو زیر سوال نبریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

"

چگونه پس از شکست هاي عاطفي التيام يابيم؟
چگونه پس از شکست هاي عاطفي التيام يابيم؟

ايجاد يک رابطه عاطفي خيـلي آسـان است، امـا بيـرون آمدن از رابـطه اي کـه ديـگر بـه دردتـان نمي خورد و التيام يافتن از آن کار خيلي سختي است...
وارد شدن بـه رابـطه خيـلي آسـان است، امـا بيـرون آمدن از رابـطه اي کـه ديـگر بـه دردتـان نمي خورد و التيام يافتن از آن کار خيلي سختي است.
بنظر ميرسد بـه هر کجـا کـه نگاه ميکنيد، روابط يا ازدواجهاي بسيـار بـادوامــي را مي بينيد که در حال فروپاشي است. به همين دليل در اين مقاله تصميم گرفته ايم براي کمک به اين دسـته افـراد که هنـوز مراحل التيام و بهبودي از برهم خوردن رابطه شان را طي مي کنند، پيشنهاداتي ارائه کنيم.
اين پيشنهادات از اين قبيل اند:
1) هيچ وقت به رابطه اي که برهم خورده است به چشم يک شکست در زندگي نگاه نکنيد. شکست به اين معني نيست که کار براي شما تمام شده، شکست يعني شما يک فرصت ديگر داريد. شکست به اين معني نيست که خدا شما را فراموش کرده، شکست يعني خدا فکر بهتري براي شما دارد. هميشه شکست هاي گذشته يا کنوني است که شما را به سمت موفقيتي که هميشه آرزويش را داشتيد، راهنمايي ميکند.
2) رويتان را از گذشته برگردانيد و به سمت آينده نگاه کنيد...آينده خودتان. گذشته شما برابر با آينده تان نيست. گاهي اوقات بعد از جدايي در يک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگي مي کنيم، و افکارمان همه و همه خرج آن فردي مي شود که ديگر از او جدا شده ايم. شما زماني بهبودي پيدا مي کنيد که شروع به فکر کردن يا نوشتن در مورد چيزي که از زندگي مي خواهيد کنيد.
3) بدانيد و درک کنيد که هيچ چيز اتفاقي در زندگي آدم روي نمي دهد و همه چيز نظمي الهي دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملي که انجام مي گيرد، هر رابطه و هر پيشامدي که در زندگي شما اتفاق مي افتد، براي اين اتفاق مي افتد که شما را به سمت مرحله بعدي يادگيري و رشد فرديتان راهنمايي و هدايت کند.
4) بدانيد که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته ايد. وقتي رابطه اي موفق نمي شود، هر دو طرف به يک اندازه بايد مسئوليت بر هم خوردن آن را بر گردن گيرند. مهم نيست که اشتباه از طرف که بوده باشد.
5) از تجربيات گذشته درس بگيريد. در همه روابطتان کاملاً هوشيار و آگاه باشيد تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنيد.
6) به خاطر درس هايي که در آن رابطه ياد گرفتيد، متشکر باشيد. به فرد مقابلتان به عنوان يک معلم احترام بگذاريد که به شما کمک کرده اين تجربيات را به دست آوري
منبع:http://www.funpatogh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/01/23ساعت 19:1  توسط یک روانشناس  | 

يكي بود يكي نبود،

 يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب!

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد...

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد!

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند...

يك زخم فيزيكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/04ساعت 12:1  توسط غفاریان(مسئول تخصصی بخش داستانهای اموزنده)  | 

ورود خزنده نمادهای شیطان پرستی به محیط های دانشگاهی

برخی گزارشها حاکی از حرکت خزنده گروههایی با عنوان "شیطان پرستی" در برخی فضاهای دانشگاهی هستند که در این مکانها لانه گزیده و نمادهای شیطان پرستی را با خود حمل و تبلیغ می کنند. 
به گزارش خبرنگار مهر، مرحله اول حضور هر فرهنگی در یک کشور و جامعه حضور نمادهای آن فرهنگ است و مراحل بعد به حضور مبانی فکری و جهان بینی و رفتارها و اعتقادات مربوط می شود. امروز شیطان پرستی نمادهای خود را به کشورمان رسانده و مانند همیشه برخی پیدا شده اند که با دیدن هر پدیده نو و جدیدی به بهانه "مد" هم که شده به سمت این نمادها رفته و حتی به تبلیغ آنها نیز می پردازند.

شیطان پرستی عنوانی است که هر چند با ورودش به ایران نشان داد که با باورها و اصالتهای بومی ایران همخوانی ندارد اما متاسفانه در بخشی از عرصه عمومی جامعه مشاهده می شود و تاسف مضاعف اینکه حضور گروههایی تحت این عنوان و یا با عناوینی دیگر اما متضمن نمادهای شیطان پرستی در برخی فضاهای دانشگاهی کشور قابل مشاهده است.

مدیران فرهنگی دانشگاهها اگر بازدید شبانه ای از خوابگاههای دانشجویی داشته باشند مشاهده خواهند کرد که از برخی اتاقها هر چند اندک اما صدای موزیک Black Metal هم شنیده می شود .

اگر سری به دانشگاهها بزنیم ، هر چند کم ، اما قابل توجه هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه نمادهای شیطان پرستی را حمل می کنند اما گویا کسی آنها را نمی بیند. مدیران فرهنگی دانشگاهها اگر بازدید شبانه ای از خوابگاههای دانشجویی داشته باشند مشاهده خواهند کرد که از برخی اتاقها هر چند اندک اما صدای موزیک Black Metal هم شنیده می شود . Black Metal موسیقی اصلی شیطان پرستان در غرب است.

نمادهای شیطان پرستی از انگشتری ها و حلقه های گوشواره ای گرفته تا انواع پوششهای مخصوص شیطان پرستی که از دروازه های میهن توسط سوداگران وارد می شوند و خود را بر قامت بخشی هر چند اندک از سرمایه های انسانی کشورمان غالب کرده و با فیلمها، عکسها، موسیقی های خاص و ... فضای فرهنگی را متاثر کرده اند. البته این نمادها فقط فضای دانشگاه را آزار نمی دهند و در شکل وسیع تری جامعه را متاثر کرده اند.

برگزاری همایشهای مختلف در بررسی و نقد شیطان پرستی در دانشگاهها توسط تشکلهای دانشجویی حاوی این پیام است که دانشجویان تا حدی این خطر را احساس کرده اند. همایشهایی نظیر بررسی تهدیدات فرهنگی، در نقد فرقه شیطان پرستی در دانشگاه پیام نور ارومیه، نقد شیطان پرستی در دانشگاه لرستان، سلسله سخنرانیها در باب شیطان پرستی در دانشگاه الزهرا (س)، همایش بررسی تهدیدات فرهنگی در نقد فرقه شیطان پرستی در دانشگاه تبریز، همایش نقد و بررسی گروه شیطان پرستی با حضور حجت الاسلام موسوی هوایی در دانشگاه خیام مشهد از آخرین برنامه هایی است که در این باب در دانشگاهها برگزار شده است.

آنچه در غرب به عنوان شیطان پرستی متولد شده است هیچ جایگاهی نسبت به باورهای مذهبی و اعتقادی و رفتارهای بومی و اجتماعی یک ایرانی اصیل ندارد اما وقتی گفته می شود در کشورمان ایران شیطان پرست ها حضور دارند یک واقعیتی است که باید به اندازه خودش مورد توجه قرار گیرد. یعنی متولیان فرهنگی نه آن را نفی کنند و نه بزرگتر از آنچه که هست جلوه دهند.

با وجود اینکه مبانی شیطان پرستی در غرب با آنچه که امروز در کشورمان به طور پراکنده در این باره می شنویم و می بینیم تفاوت ماهیتی دارد ، اما بروز نمادهای شیطان پرستی زنگ خطری برای نهادهای فرهنگی و هشداری برای دستگاههای نظارتی و امنیتی است.

عیبی هم ندارد اگر ناظران و سیاستگذاران فرهنگی کشورمان سری به خیابانهای شلوغ شهر مانند خیابان انقلاب تهران بزنند و اجناس CD فروشهایی که شاید هم نمی دانند که چه می فروشند را بررسی کنند. البته قبل از آن مقداری درباره آداب و مناسبات شیطان پرستهای غربی نیز مطالعه کنند و سپس به قضاوت بنشینند. آن CD فروش شاید فقط یک عامل جزء باشد اما چه کسی باید او را از خیانتش آگاه سازد؟

http://www.jahannews.com/vdcbw8b9.rhbgapiuur.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/09/17ساعت 10:30  توسط یک روانشناس  | 

در پی اهانت وقیحانه ی اوباش بی فرهنگ آمریکایی به کاملترین کتاب آسمانی و تعرض وحشیانه به ساحت مقدس قرآن کریم با تلاوت سوره ی مبارکه حشر اقدام ننگین آن بی شرمان را به خدا واگذار میکنیم به پیروان قرآن اطلاع دهید

باشد که ملت غیور ایران مانند همیشه  در صحنه حضور یابند و این اقدام بی شرمانه را سرکوب کنند.

هر چند این اقدام انان  به مثابه ناتوانی انها ست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/25ساعت 22:43  توسط یک روانشناس  | 

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

+ نوشته شده در  جمعه 1389/05/29ساعت 23:46  توسط غفاریان(مسئول تخصصی بخش داستانهای اموزنده)  | 

داشتم نوشته های یک وبلاگ به نام نفهم مدعی رو میخوندم که در مورد حجاب از زبان دانشجوی دیگری نوشته بود:

"...آیا جوهر دین داری تقوا نیست؟ آیا تقوا، خود نگه داری و تسلط بر نفس نیست؟  این چه دیدن داری است که چون بید به هر بادی می لرزد؟!!!! و از همه چیز و همه کس تحریک می شود؟ آیا این همه تاثیرپذیری، از سستی ایمان ما نیست؟ آیا دین دار ماندن در یک قفس که هیچ کس را یارای هیچ گناهی نیست ارزشی دارد؟ آیا میتوان در دنیای امروز همه درها را بست و تمام روزن ها را مسدود کرد؟ آیا بهتر نیست که به جای گریز، با مسائل مواجه شویم و بر قدرت ایمان خویش بیافزاییم؟......اسفا به حال ملتی که دانشجویش نه به خاطر علم و توانایی کسب امتیاز کندف بلکه به خاطر رعایت یا عدم رعایت حجاب، نمره بگیرد یا نگیرد. اسفا به حال ملتی که روحانی اش، این گونه دانش و دانشجو را تحقیر می کند و باج خواهی می نمایند. اسفا به حال دانشگاهی که دانشجو، همس کلاسی اش را به خاطر عدم رعایت حجاب، به کمیته انضباطی معرفی نمایند. به کجا چنین شتابان؟!"

http://yeknafahm.persianblog.ir/

تا حدی با نوشته های این جوان موافقم. درست است اگر به جای حجاب زنان  به دنبال افزایش ایمان و بیشتر حجاب مردان باشیم

روسری چیزی نیست که با توسری توی سر برود. تا حجاب راتعریف نکنیم معلوم نمیشود منظور کدام حجاب است؟ اگر حجاب چادر باشد و یا اینکه من دختر یا من زن از لباسی استفاده کنم که بدن نما نباشد، شاید بهتر باشد ابتدا طرف را از مزایا و معایب این طرح اگاه کنیم. بالاخره هر انسانی عقل و اراده و اختیار دارد. بعد از اینکه کاملا محدوده حجاب مورد نظر مشخص شد و من از اصل حجاب اگاه شدم، خودم انتخاب میکنم ایا حجاب برای من خوب است یا بد؟

پس بنابراین طرح حجاب اجباری امری است که موجب دین زدگی میشود. اگر از بدحجابی به تنگ امده ام چرا دنبال این نمی گردیم ببینیم و بفهمیم مشکل کار کجا بوده؟ ایا تربیت مشکل دارد؟ محیط است؟ چه عاملی باعث شده که ما کارمان به جایی برسد که  بدحجاب را تحقیر کنیم یا به او توهین کنیم؟

بالاخره ما انسانیم و در مقابل یکدیگر مسئولیم. اگر هم خیلی ادعای مسلمانیمان میشود چرا به دنبال تقویت ایمان خودمان نیستیم تا اینکه برای ظاهر دیگران تصمیم بگیریم؟

اگر کسی به حجاب برسد و به کنه مسئله پی ببرد، خودش انرا حفظ میکند. اما چادر اجباری دین اجباری می آورد. در حالی که اسلام دین آزادی است. دینی است که در ان مردم را به همدلی و صمیمیت  و رفع تبعیضات نژادی و قومی قبیله ای دعوت میکند و از ما میخواهد تا با همه مهربان باشیم .

کاش ما به جای تغییر اندیشه و فکر و ظاهر دیگران خودمان را اصلاح کنیم.

به امید روزی که اندیشیدن را اصلاح کنیم نه اندیشه ها را

تا زمانی که  مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند "عدالت اجتماعی" تحقق نمی یابد.   هلن کلر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/19ساعت 18:12  توسط یک روانشناس  | 

وقتی میگیم روانشناس شاید توی ذهن بیشتر افراد فکر کنن فردی که خودش از نظر روحی روانی هیچ مشکلی نداره . اما این درست نیست. مثلا یک دکتر هیچ وقت مریض نمیشه؟؟؟؟خب یک روانشناس هم مثل همه مردم  دیگه. فقط رشته تحصیلیش روانشناسیه.

پس یک مشاور یا روانشناس که در حل مشکلات مردم بهشون کمک میکنه حتما خیلی راحت مشکل خودشو حل میکنه چون همه راه حل ها دستشه/  این جمله درست نیست شاید درست باشه اما کاربردی نیست. ما ادمها یاد گرفتیم دیگران به ما کمک کنند در حالی که خودمون بهترین فردی هستیم که میتونیم با رجوع به راهنمای زندگی که خدا داده، مشکلاتمون رو حل کنیم.البته مشکل که حل نمیشه. مسائلمون را حل کنیم. خب اینها دومورد بود که رو دلم سنگینی میکرد.

خب الان یه کم سرم خلوت شده.البته نمی دونم چرا اقای دانایی و سایر دوستان ما رو فراموش کردن اما خب فکر میکنم تا چند روز اینده اپ کنند.من هم از هفته اینده قراره مطالب علمی روانشناسی و اگر شد مقالات روانشناسی رو هم براتون بزارم.امیدوارم با من همراه باشین.متشکرم از لطفتون و اینکه ما رو میزبان نگاه گرمتون میکنید

"تا زمانی که مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند" عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد. 

                                                                                       هلن کلر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/14ساعت 0:16  توسط یک روانشناس  |