داشتم نوشته های یک وبلاگ به نام نفهم
مدعی رو میخوندم که در مورد حجاب از زبان دانشجوی دیگری نوشته بود:
"...آیا جوهر دین داری تقوا نیست؟
آیا تقوا، خود نگه داری و تسلط بر نفس نیست؟ این چه دیدن داری است که چون بید به هر بادی می لرزد؟!!!! و از همه چیز و همه کس تحریک می شود؟ آیا این همه تاثیرپذیری، از سستی ایمان ما نیست؟ آیا دین دار ماندن در یک قفس که هیچ کس را یارای هیچ گناهی نیست ارزشی دارد؟ آیا
میتوان در دنیای امروز همه درها را بست و تمام روزن ها را
مسدود کرد؟ آیا
بهتر نیست که به جای گریز، با مسائل مواجه شویم و بر قدرت
ایمان خویش
بیافزاییم؟......اسفا به حال ملتی که دانشجویش نه به خاطر
علم و توانایی کسب امتیاز کندف بلکه به خاطر رعایت یا عدم رعایت حجاب، نمره
بگیرد یا نگیرد.
اسفا به حال ملتی که روحانی اش، این گونه دانش و
دانشجو را تحقیر می کند و باج خواهی می نمایند. اسفا به
حال دانشگاهی که دانشجو، همس کلاسی اش را به خاطر عدم رعایت حجاب،
به کمیته انضباطی معرفی نمایند. به کجا چنین شتابان؟!"
http://yeknafahm.persianblog.ir/
تا حدی با نوشته های این جوان موافقم.
درست است اگر به جای حجاب زنان به دنبال
افزایش ایمان و بیشتر حجاب مردان باشیم
روسری چیزی نیست که با توسری توی سر
برود. تا حجاب راتعریف نکنیم معلوم نمیشود منظور کدام حجاب است؟ اگر حجاب چادر
باشد و یا اینکه من دختر یا من زن از لباسی استفاده کنم که بدن نما نباشد، شاید
بهتر باشد ابتدا طرف را از مزایا و معایب این طرح اگاه کنیم. بالاخره هر انسانی
عقل و اراده و اختیار دارد. بعد از اینکه کاملا محدوده حجاب مورد نظر مشخص شد و من
از اصل حجاب اگاه شدم، خودم انتخاب میکنم ایا حجاب برای من خوب است یا بد؟
پس بنابراین طرح حجاب اجباری امری است
که موجب دین زدگی میشود. اگر از بدحجابی به تنگ امده ام چرا دنبال این نمی گردیم
ببینیم و بفهمیم مشکل کار کجا بوده؟ ایا تربیت مشکل دارد؟ محیط است؟ چه عاملی باعث
شده که ما کارمان به جایی برسد که بدحجاب
را تحقیر کنیم یا به او توهین کنیم؟
بالاخره ما انسانیم و در مقابل یکدیگر
مسئولیم. اگر هم خیلی ادعای مسلمانیمان میشود چرا به دنبال تقویت ایمان خودمان
نیستیم تا اینکه برای ظاهر دیگران تصمیم بگیریم؟
اگر کسی به حجاب برسد و به کنه مسئله پی
ببرد، خودش انرا حفظ میکند. اما چادر اجباری دین اجباری می آورد. در حالی که اسلام
دین آزادی است. دینی است که در ان مردم را به همدلی و صمیمیت و رفع تبعیضات نژادی و قومی قبیله ای دعوت
میکند و از ما میخواهد تا با همه مهربان باشیم .
کاش ما به جای تغییر اندیشه و فکر و
ظاهر دیگران خودمان را اصلاح کنیم.
به امید روزی که اندیشیدن را اصلاح کنیم
نه اندیشه ها را
تا زمانی که مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت
نکنند "عدالت اجتماعی" تحقق نمی یابد.
هلن کلر